|
در هوا فراقی ناصر عبداللهی نازنین:راز دل همان به نهفته ماند!
|
سلام برادر جان . باز دلتنگم برايت و اين سهم كمي نيست. تا دل ِ تنگ نباشد كه پر ِ بازم نيست. باز، گرفته بوي گل، شولاي پاييز ِ انتها و زمستان ِ ابتدا. تا داغ تو هست مرا با سرد و سرما چه كار؟ صدات ميياد اما خودت كجايي؟خوشم به خيال تو.خودت مي گفتي كه خيال هم شكلي است از ديدار.پس بگذار ببينمت اي محبوب ِ خوب...كه هر كه محبوب است، خوب است و لا ينعكس! لبريزم از گفتن، خاصه در اين دو سه هفته اي كه رفت و چه نشانه ها كه آغشته به تو نديدمت و هر چند محرمي هست اما مرا صحبتي نيست. آنسان كه گلایه دارم از بسیاری و اما از هيچ كس دیگر گله اي ندارم.آنسان كه مُردم از مظلوميت و حقيقت ات و شكر كه اين زخمه های پنهانی ات را رفیقت فرمان فتحعليان عزیز،صدا و صلا است.
شنيده بودي عزيز كه هر چه را تا نيابي، نجويي،مگر دوست را...تا نجويي،نيابي! و حكايت توست و صد حيف كه مگرها و اي كاش ها شده اند رفيق كلام من و ما وقتي كه به ياد مي آورم، تنها دل ِ ما دل نيست. آره !
مرا عهدي است با جانان... يا... شايد نمي داني- ولي- از خود خلاصم كرده اي! مساله اين است.
از رفتنت دهان ِ همه باز...انگار گفته بودند:
پرواز! پر واز!
عکس:مریم نیکبخت.شهرام اکبری
علی ای احمد ثانی... یا زهرا... ای همدل و جان علی. اگه خدا نسیمشو سپرده به قاصدک.بهونه تمومشون مهر علی و زهراست
رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست...